موقعیت جغرافیایی ایل قشقایی
موقعیت جغرافیایی ایل قشقایی
برای شناخت هر جامعه ای،موقعیت زیستی وتاثیرات محیط درروند تكامل حیاتی آنان اهمیت دارد،زیرادانشمندان جامعه شناس ازدیربازعدم رشدتمدن وپیشرفت انسان ها رادربعضی ازجوامع عقب مانده تنها به شرایط جغرافیایی و اقلیمی آنان وابسته دانسته اند.
گروهی معتقدند كه محیط طبیعی انسان وخصوصیات نژادی شرایط زندگی اجتماعی راتعیین می كند.ایل قشقایی هم همچون دیگر گروه ها از تاثیر عوامل طبیعی بر كنار نبوده و از این قاعده مستثنی نیست.
هرگروهی از انسان ها،اوضاع طبیعی وجغرافیایی پیرامون خودرادگرگون كرده اندوبراثراین دگرگونی توانسته اندبامحیط خودسازگارشوند ادامه زندگی دهند.این عده ازمردمان سخت كوش ومقام كه دركوهستان های جنوب،باتحمل مشكلات وكمبودضرویات اولیه زندگی،باابتدائی ترین شكل توانسته اند طی قرن ها،سفرهای پرهیاهووپرماجرای خودراازسردسیرتاگرمسیروبالعكس ادامه دهندوبرمشكلات خویش تاحدی فائق آیند،خصوصیات اخلاقی وزندگینامه جالبی دارند. گرچه شناخت كلی واساسی هرجامعه،احتیاج به ارزیابی های دقیق متخصصین ونقشه ها ونمودارها وتحقیقات جامعه شناسان ودانشمندان دارد،اماعدم امكانات وشرایط نامساعد،نبایدمانعی درامر تحقیقات مقدماتی باشد. همانطوریكه میدانیم،زندگی اجتماعی وپیدایش ونموتمدن با عوامل طبیعی ارتباط پیچیده ونزدیك دارد،چراكه جوامع بزرگ مثل مصروتمدن های نخستین كه روزی امپراطوری های بزرگ جهان را تشكیل می دادند در كناررود های پر آبی چون نیل،دجله،فرات،پدیدآمدند،ولی كوهستان های سردومناطق قطبی وبیابان های خشك تمدن پرور نبودند. محیط طبیعی وتحولات فكری مردم قشقائی بخوبی توانسته به شهرنشینی وتمدن آنان كمك كند،اماموقعیت شغلی ونوع خاص زندگی به شبانی عادتشان داده،اگرچه عده ای به شهرهامهاجرت كرده اند،امااكثریت هنوزبصورت چادرنشینی زندگی میكنند ودركوچ دائم هستند. انسان هرچه ابتدائی تر باشد،بیشترمی تواندعناصر محیط رادرخودمنعكس سازد.كوهستان های سرسبزودشت های وسیع ،گروه هایی رابه دامداری كشانده و به اقتضای موقعیت شغلی وراه امرار معاش زندگی پرتحرك شبانی رابرایشان بوجود آورده كه نتیجه اش مردان خشن،جنگی،وایده های سركوبگرانه واخلاقیات خاص است. برطبق یك اصول كلی،ابزار كارووسائل مستقیما ًبامشخصات محیط زیست رابطه دارد،بطوریكه مردم كوهستان درغار،ومردم جنگل درپناه درختان ،ومردم سیار ایل قشقائی درزیر سیه چادرهای ساده وبرحسب منابعی كه دردست دارند زندگی میكنند وابزارزندگی را می سازند. پیوستن عده ای ازمردم ایلات به شهرها وپیشرفت آنان درزمینه های مختلف علمی وتغییرخصوصیات اخلاقی آنهانشان میدهد كه رابطه انسان ومحیط طبیعی اش كاملاًمنطقی است،وچه بسادویاچندقبیله ونژاد مختلف دریك نقطه جغرافیایی زندگی می كنند،ولی رفاتاراجتماعی آنان متعادل ویكنواخت است. معمولاًطبیعت ،نیروهای خود را به انسان تقدیم می كند،ولی هر جامعه ای موافق فكر وفرهنگ خود از این نیروها بهره می گیرد؛اینكه چرااكثریت مردم ایل قشقائی ازخانه بدوشی دست بردارنیستند،امری است كه تا حدی به فرهنگ فكری واوضاع اقتصادی زندگی شبانی آنان بستگی دارد.در این مورد طبق تحقیقات و بررسی ها حدود 80% مردم ایل نمی دانند وقتی به شهر رفتند از نظر مادی امرار معاش ،چه كاری باید انجام دهند،زیرا خود میدانند در حرفه ها ومشاغل شهری و تكنیك وفنون جدید مهرت ندارند،و20%بقیه آنقدردچار فقرفرهنگی هستند كه فكر می كنند هدف خلقت آنان فقط حركت وكوچ و رنج و زحمت و این نوع زندگی بوده است. ظاهراً مردم شهرنشین فكر می كنند عسایر سیار در یك محیط باز وآزاد وپر از نعمات زندگی می نمایند،اما واقعیت چیز دیگری است.فقط عده قلیلی از نظر غذا و بهداشت ممكن است مشكلی نداشته باشند،بقیه برطبق اصل جبر طبیعت وسرنوشت تاریخی آن نمادیزم ویاكوچ دائم را با تمام مشكلات وكمبود های آن برگزیده اند. كوهپایه های جنوبی زاگرس و جلگه های همجوار آن دشت های شمالی فارس ودامنه های زرد كوه در مسیری كه حدود 600كیلومتر مسافت دارد،سالیانه دو بار توسط این كاروان بزرگ یعنی چادرنشینان قشقائی پیموده می شود و گهاه بنابر موقعیت جوی این فاصله تا دو برابر افزایش می یابد.ذكرچگونگی كوچ مناظرطبیعی این مسافت طولانی ،جالب توجه است،زیرااین مناظر وچشم اندازهای كوهستانی دره های صعب العبور در طرز زندگی و اخلاق مردم و اوضاع اقتصادی ایل اثرات فراوانی داشته ودارد. مشكلات زندگی همچنان این جامعه رادر اسارت خود گرفته ودر برابر عوالم ناگوار بلااراده تسلیم هستند؛فرهنگ ضعیف ودانش اندك ،آنان رااز بسیاری چیزها دور نگهداشته است. امروز كه طبیعت تا حدی می تواند مقهور انسان باشد و كوه ها با خاك یكسان شوند وجنگل های ناسودمند پاك،ومسیر رودخانه های سركش عوض گرددودریاهای بزرگ به هم مربوط ،سرزمین های بایر و شوره زار آباد،و صحاری خشك و لم یزرع مورد استفاده قرار گیرند،حتی زلزله و آتشفشان كاری از پیش نبردند، همه اینها حاكی از احاطه دست انسان بر محیط طبیعی است ،اما كدام انسان؟ انسانی كه معلمش فقط كوه،طبیعت،لبیابانوجنگل بوده یا انسانی كه در تكنیك و دانش امروزی غوطه ور است؟انسانی كه سیه چادرها ،اولین وآخرین پایگاه و پناهگاه جسمی و فكری اوست یا انسانهای نشسته بربال سفالین؟به قول«فرانتس بواس»محیط طبیعی در عرصه زندگی اجتماعی ،عاملی قاطع و تعیین كننده نیست،بلكه خود زیر سلطه جامعه قرار دارد.عده ای می كویند آدمی میتواند طبیعت رامقهور خود سازد،ولی به كمك دانش و فنون روزافزون بشری و آنهم تا حد معینی/ انسان می تواند با اراده خلل ناپذیر خود،از كویرهای لم یزرع ،بهترین بوستان ها و محیط های زیست را بسازد،اما درپناه فرهنگی پیشرفته،زیرا این عامل مهمی است كه راهنمای همه فعالیت های بشری است. ایل قشقائی كه قوم ابتدائی و عقب مانده ای است،درسرزمین های خشك جنوب به اقتضای فرهنگ ساده خود مطابق با خصوصیات محیطی خویش زندگی می كند،طی صدها سال تغییر قابلی نكرده و هنوز هم برای تامین خوراك دام تمامی سال در كوچ است و از چهارپایان برای حمل و نقل استفاده می كند،چادرهای ساده قدیمی هنوز خانه و آشیانه مردم ایل است و قوانین خاصی كه برای خود داشته اند هنوز جاری است. وقتی تاریخ تكامل اجتماعی آنان رابررسی كنیم،میبینیم كه بایستی حداقل نوع دامداری سیاّر آنها تغییركرده باشد،زیراآنان،بخوبی قادربودند زمین های مسیر خود را در اختیار بگیرند و یا با قیمت مناسب خریداری نمایند.اما جز معدودی انگشت شمار،بقیه حتی از مراتع طبیعی هم محرومند. محرومیت از فرهنگ اجتماعی و پیشرفت های اقتصادی موجب عقب ماندگی فكری وذهنی می گردد،چادرنشینان قشقائی كه دچارركود فكری هستند،متجدد نیستند،ولی بینش والا و روشنگری دارند،كه تا حدی تاثیر احساسات است و اندیشه احساسی بر تفكرعقلانی و منطقی می چربد. همانطوریكه انسان متمدن ومتجدد تفاوت دارد،هر جامعه دور از فرهنگ مادی را نمی توان بی تمدن خطاب كرد.هر جامعه متمدنی،ماشین،برق،اسلحه،دارو،دكترو...دارد،ولی هر جامعه ای كه اینها رادارد متمدن نیست،زیرا با تغییر وسایل زندگی و تجملات ،بینش ها عوض نمی شوند،فقط ذوق انسان تغییر میكند بقول معلم شهید دكتر علی شریعتی «متجدد بودن ،تغییرظاهری وسایل زندگی است،ولی متمدن بودن تغییر تفكر انسان است». قشقائی ها هیچگاه به دنبال تجدد نبوده اند زیرا اخلاق و روند زندگی آن ها با اینگونه مسائل كاملا ً مغایرت داشته است. در حال حاضر هر چه چراگاهی متعلق به خانواده یا تیره یا بنكوئی است كه حق تعلیف آنها محفوظ و مادام كه دارای دام بوده وزندگی ایل دارند،می توانند از آن استفاده نمایند.به ظاهر این حق را هم دارند،كه موقتاً به دیگری واگذار نمایند.این عده از طرف سازمانهای ذیربط پروانه چراگرفته اند وحتی تعداد دامهایشان نیز در آن مشخص شده است ودر میان ،دامداران جدید ومهجران سرشان بی كلاه است. ناگفته نماند كه از زمان اصلاحات اراضی،یك سری تغییرات به نام ملی شدن جنگل ها بوجود آمد كه مشكلاتی به دنبال داشت،یعنی عده ای مرتع شدند كه دامی نداشتند و عده ای دامدار هم بدون مرتع ماندند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ،گروهی به نام اینكه پایمال شده و مرتع ندارندفموجب مشكلاتی در سازمان جنگل بانی شدند و حتی بعضی بدون مجوز،اراضی دیگران را تسخیر كردند و گروهی هم به بهانه های مختلف درگیری به وجود آوردند. خوشبختانه با روند انقلاب و اجرای قوانین اسلامی و فعالیت جوانان جهدگر و از خود گذشتگی دست اندركاران امور عشایر،تا 80درصد مشكلات مردم در مدت كوته ای از نظر مراتع و صدور پروانه های اصولی بر طرف گردید. اما باید دانست كه این مساله مهم هیچ گاه حل نخواهد شد،زیرا سطح مراتع گنجایش تعداد دامها و افزایش جمعیت دامداران را ندارد و باید جامعه عشایری ما به جای دامداری سنتی ،به دامپروری صنعتی روی آورد. حق چرا ،كه هنوز در بعضی جاها مرسوم و بسیار هم گران میباشد ،موجب شده بعضی از مراتع در سال های بحرانی و خشكسالی بهترین درآمد برای صاحبان خود باشند.دراین میان دامدارن بی مرتع ،بیشتر درآمد خود را بابت قشلاق ،یا علف چرا و اجاره زمین های كشاورزی به روستائیان می پردازند. همه مردم ایل ،صاحب زمین و مرتع نیستندفبی بضاعت ها، كاسب ها،چوپانان،شتربانان...كه دامی ندارند،در جوار دیگران به كسب و كار خود اشتغال دارند و اگر مختصر دامی هم داشته باشند با گوسفندان اربابان خود بطور اشتراكی می چرانند. سند مالكیت مراتع ،سند محضری یا قولنامه یا تمبر شده،از ارگان خاصی نیست،چند تا اثرانگشت ویا مهر یكی از بزرگان و یا سادات در زیر كاغذ مچاله شده ای كه گویای قدرت و همه نوع مشخصات است،سند محسوب میشود. این قباله كه با خط نستعلیق زیبایی نوشته شده،مرزها راباذكر نام های محلی مشخص میكند،مثلاً در تعیین مرز یك قشلاق از آبریز كوهستان ،دیواره یك رودخانه خشك،یا جاده پرپیچ و خم «كاروان رو» نام می برد.
تبلیغات 

ویژه ها
انجمن جوانان ایل بزرگ قشقاییثبت نام